مناجات ماه محرمی با صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه
نـبـودهام نـگـران تو عصر غـیـبت هم نفس كشیدن بیتو شده است عادت هم گـنــاه كـردم و اشـك تـو را در آوردم برای تو كه ندارم به غـیر زحـمت هم بــرای آمــدن تــو نـــكــردهام كـــاری عجیب این كه نمردم از این خجالت هم نه استـغـاثـه به تو میكـنم نه فكر توأم زدم همیشه خودم را به خواب غفلت هم به نرخ روز فقط خوردهام در عالم نان نداشتـم به امـامی كه هست غـیرت هم مـنم شـبـیه همان كس كه گوشـۀ بازار فروخت یوسف و دستش نبود قیمت هم بـه جـان مـادرم آقـا كه دوسـتـت دارم اگر چه نیست به عاشق مرا شباهت هم برای جـد خودت صبح و شام گریانی عـنایتی كه بـسوزم از این مصیبت هم میان نیزه و شمشیر و سنگ تن گم شد به پیـكـری كه نمـانده شده جسارت هم فـقـط نه اینكه جـسـارت شده به آل الله اضافه كن به همه روضهها اسارت هم |